گلایل غم زده free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
برگشتم با یه دنیا حسرت از دیروز کودکی تا امروز جوانی با خاطره های بر باد رفتهگله از سرنوشت بد که خاکستر پیری بر چهره نشاند
برگشتم تا بنویسم تا روح ازکالبد نرفته است مینویسم از نگاه های سرد از قلبهای
آهنی تا آخرین نفسی که می آید
برای تو میگویم که آخرین ضربه را زدی در سکوت شب بی گناه تراز من وتو
حال تنهایم وتو درعرش خوشی بگذاربگویم که چقدرمانده تا صبح سپید تو درآن
تورسپید من دراین رخت سیاه و درآن لحظه که یکی لبخندی زد که دروغ
معصومانه ای بود برو نازنین تو هم باید بروی من ماندم و یک صدا که هراز
گاهی میگوید سلام
تمام شد تمام چیزهایی که یک عمر باهاش زندگی میگردم با خنده هایش با گریه هایش
امروز روز وداست روز آخر تیغ به دست سر نوشت داده شد یک عمر صبر کردم
اما نتیجه ای نداشت همه چیز را از دست دادم فقط یک امید داشتم و آن بود
که دیگری را ترجیح داد ودست رد به سینه ام زد چند روز بیشتر نیست
که رفته اما انگار یه عمره با اینکه میدانست دوستش دارم اما رفت
نازگتر از گل نشنید اما تیغ را به دستم داد نفرینش نمیکنم چون
هنوز هم دوستش دارم
آمدم بگویم تمام شد تمام نوشته هایم دیگر جایی برای عشق نمانده کسی که
یک عمر برایش زندگی کردم حالااو خوشحال است و من گریان وکاش
سرنوشت طور دیگری مینوشت با تشکر از تمام دوستان که من
را قابل میدونستم وسر میزدن امیدوارم در زندگی موفق باشید
پایان
دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه كني ميگن كم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست
اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشكنن
با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، دمي را خنديد
ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست
**********************
متولد شدم به وقت غروب..و خزان بود فصل آمدنم..
من ولي بي بهار روييدم..قسمت من كوير و طوفان بود
*************************
آرزوي پرواز را دارم ، پرواز از اين سرزمين بي محبت ميخواهم سفر كنم
سفر به سوي سرزمين خوشبختي ها و كاش همسفري بود
و آن همسفر من تو بودي آروزي شنيدن صداي نفسهايت را دارم
**********************
كوچيك تر كه بودم فكر مي كردم بارون اشك خداست
ولي مگه خدا هم گريه مي كنه چرا بايد دل خدا بگيره
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس
كنم اشك خدا را تو يه كاسه جمع كنم تا هر وقت دلم
گرفت كمي بنوشم تا پاك و آسماني شوم! آسمان كه
خاكستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميكرم
كه آدما دل خدا رو شكستند و يا از ياد خدا غافل شدند
همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس كودكانه
من مي گفت خدا دلش از دست آدما گرفته
ای عشق مدد کن به سامان برسیم
چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یاریا یار به من
با هر دوبمیریم و به پایان برسیم
به بازار سیاه رفتم برای خریدن عشق
ولی در ابتدا بازار روی کاغذی خواندم در غرفه
هوس بازان عشق راحراج کرده اند به قیمت نابودی پاک بازان
وقتی که عاشق میشیم تلاش میکونیم
چهار دیواری آدمها رو بشکونیم و بریم تو یادمون باشه
چیزی را که عاشقش شدیم همین چهار دیواری بوده نه آدم توش
چقدر سخت است که گل آرزوهات را در باغ دیگری ببینی و
وهزار بار در خودت بشکنی وآن وقت آرام زیر لب بگویی
گل من باغچه نو مبارک
به همه لبختد بزن اما با 1 نفر بخند
همه رو دوست بدار اما به 1 نفر عشق بورز
تو قلب همه باش اما قلبت رو به یک نفر بده
بهترین دوست کسی که
بتونی باهاش روی یک سکوی بشینی وساکت باشید وچیزی نگید
وقتی که ازت دور شد حس کنی بهترین گفتگوی عمرت را انجام دادی
فرا رسیدن سال نو را به همه دوستان تبریک میگویم مخصوصا به خواهر عزیزم
وامیدوارم که سال خوب وبا برکتی داشته باشید
نگران این بودم که برای عید کفش ندارم ناگهان یه نفر را دیدم که پا نداشت
محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد
اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکنی

بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد مانده بود

با تو زندانم ! با تو آزادم ! با تو قفسم ! با تو انبوهي از تضادم !
سرخ و سبز ، صورتي و آبي ... زمزمه مي كنم هر لحظه هرز
ترا ... بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ...
تنها يك روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است .....
پرواز كن قناري و نترس ... آسمان براي تو بي انتهاست......
ار دوستان عزیز تقاضا دارم لطف کنند وآدرس وبلاگ جدبد من
را در لیست پیوندهایشان قرار دهند با تشکر
دو به دو می روند
دو اسب در جاده
دو قایق در اسکله
من دو ندارم در مدرسه تا یک بیشتر نخوانده ام ودفتر ریاضی ام پر از تمرین های شعر
عشق مثل آب ميمونه.....که ميتوني توي دستت قايمش کني..آخرش يه روز دست
رو باز ميکني ميبيني نيست... قطره قطره چکيده بي انکه بفهمي.. اما دستت پر از
خاطره است

اسمت رو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشي،گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني
گذاشتم جونم که اگه خدايي نکرده رفتي منم برم

نابينا به ماه گفت: دوستت دارم ماه گفت: تو که منو نميبيني چطور ميگي دوستم داري
نابينا گفت: اگه ميديدمت عاشق زيباييت ميشدم، حالا که نميبينمت، عاشق خودت هستم
فرا رسیدن روز ولینتاین روز عشاق را به همه عاشقان تبریک میگویم

زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است
شاگردي از استادش پرسيد:" عشق چست؟
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام
عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردي؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم
و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعني همين! "
شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که بازهم نمي تواني به عقب برگردي! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعني همين!!
سلام خدمت دوستای گلم
گفته بودم دیگه آپ نمی کنم اما راستش نتونستم دوست دارم بازم بی یام پیش دوستای
خوبم از دوستای خوبم یه خواهش دارم اگه ممکن است کسانی که من را پیوند کردند
لطف کنند وآدرس جدید من را بزارن www.ghlayour.coo.ir
هر کس هم دوست داشت یه آدرس با هر اسمی که خواست براش ثبت میکنم